دختر بزرگه خیلی مرتب شده.همیشه بعد از بازی همه چیز رو سر جای خودش می گذاره.شبها تا صبح راحت تو تخت خودش می خوابه.بدون این که من بگم نوتهای درس جدید پیانو رو تمرین می کنه.لباس هایی که از بیرون میاد رو مرتب تا میزنه می گذاره رو تختش که من برم آویزون کنم تو کمدش.به من تو غذا دادن و نگهداری از خواهرش کمک می کنه.تا هشت روز دیگه کلاس دومی میشه انشالله.
دختر کوچیکه از وقتی از ایران اومده بودیم رو زمین نمی موند و بهونه می گرفت و مدام می خواستو تو بغل باشه اما حالا خوب شده.قشنگ میمونه رو زمین و بازی می کنه.وقتی رو زمین نشستیم بهش غذا میدم با هر قاشق از من بالا میره.میاد روی دو تا زانوش و دستاش رو می گذاره رو پای من و خودش رو تکون تکون میده.مدل خودش حرف میزنه.با جیغ زدن و ذوق کردن و دد بابا کردن.دیشب قاشق غذاش دستش بود بهش گفتم فریا بده به مامان و دستم رو بردم جلوش.قشنگ قاشق رو گذاشت تو دستم.چند بار دیگه بهش گفتم همین کار رو کردم.کلی با بابایی ذوق کردیم که ببین دیگه این هم اومد قاطی آدمها.حالا همه چی می فهمه.فرین رو خیلی دوست داره و با عشق نگاهش می کنه.
یکبار بردمش تو بیسمنت و دید که اونجا پر از اسباب بازی هست و تلویزیون و فرین هم اونجاست.حالا هر وقت می خوام ببرمش پایین در رو که باز می کنم خودش رو با سر هول میده جلو و انگاری می واد زودتر بره پایین و جیغ می کشه از خوشی و پاهاشو تکون میده.
چند روزی بود شکمش خوب کار نکرده بود و البته دل درد هم نداشت و شکمش هم دیت می زدم نرم بود.بعد به پیشنهاد یکی از دوستان تو غذاش دو تا دونه برگ قیسی انداختم و بهش دادم خورد.یک ساعت بعدش شکمش راه افتاد و بچه راحت شد.همه مادرها تا دوسال اول زندگی بچه هاشون درگیر این قضیه خیلی مهم هستن:))
فریا رو از وقتی از ایران اومدیم تو تخت خودش می خوابونم.راحت می خوابه.البته هر دو ساعت یکبار پا میشه شیر می خوره.حالا چند روزه می بینم گاهی بر می گرده رو شکم می خوابه.منم می ترسم یک وقت راه تنفسش بسته بشه برای همین میارمش پیش خودم و این فسقلی هم منو با پستونک اشتباه می گیره و نمی گذاره تا صبح من تکون بخورم.خلاصه موندم چیکارش کنم.شیر خشک رو اصلن نمی خوره.لب به شیشه و پستونک نمیزنه.حالا امشب ساعت 8 قبل از اینکه بخوابه یه غذای حسابی بهش بدم سیر بشه و شب هم مدام بیام چکش کنم تو تختش ببینم چطوری میشه.
اگه راه حلی و یا تجربه ای دارین ممنون میشم به منم بگین.