میوزیکال بیبیز

امروز ساعت نه و نیم با فریا رفتیم کلاس.باید یک ربع زودتر اونجا می بودیم که بریم داخل.تعداد محدود هست و باید زودتر برسی که بتونی بری داخل.حدود پانزده تا مادر بودیم با شانزده تا بچه بین یک ماهه تا دوازده ماهه.یکی از خانومها دو قلوی پسر داشت که یک ماهه بودن و کوچکترین اعضای گروه.بقیه بیشتر همسن های فریا بودن.یکی دو تا هم پنج و شش ماهه و یک دوزاده ماهه.

خیلی خوب بود.دور هم همراه مربی ها شعر خوندیم و دست زدیم.شعرها رو با حرکاتی که انجام می دادیم برای بچه باید قابل درک می کردیم.با تکرار این شعرها بچه خیلی چیزها یاد می گیره.هم من و هم فریا خیلی لذت بردیم.یه جاهایی از شعر باید بچه ها رو می بردیم بالا و می اوردیم پایین و آپ اند داون می خوندیم که فریا غش می کرد از خنده:)

کلی هم بازی کردن و اسنک خوردن با بقیه بچه ها.

روز خیلی خوبی بود.پر از تجربه و خاطره و آموزش...یه روز برای من و فریا..یه روز برای اینکه ما مامانها همراه بچه های کوچولومون دوباره بچه بشیم و لذت ببریم.

فریا و کلاس آموزشی

امروز صبح فریا رو برداشتم و رفتیم برای گرفتن برنامه و اطلاعات کلاس های Early years center.یه فضای بزرگ و گرم و دوست داشتنی با مربی های بی نهایت مهربون و با حوصله و کلی اسباب بازی.

تقویم برنامه هاشون رو گرفتم و قراره فریا خانوم ما قردا ساعت نه و چهل و پنج دقیقه بره سر کلاس.یعنی با هم می ریم.کلاسشون هم برنامه "میوزیکال بیبیز" دارن.باید جالب باشه برای بچه ها.رده سنی که تو این کلاس شرکت می کنن هم از تازه متولدین هست تا یک ساله ها:)

اینجوری هم فریا سرگرم میشه و آموزش می بینه و هم من توی گروه مادرانی مثل خودم هستم و قطعن دوستهای خوبی پیدا خواهم کرد و البته آموزش خواهم دید.

این مرکز خیلی به ما نزذیکه و با ماشین پنج دقیقه راه هست پس می تونم روزهای سرد پاییز و زمستان هم به این کلاسها ادامه بدم.


وروجک خاتون

چند روز پیش با همسر تخت فریا رو یک درجه آوردیم پایین که اگر نصف شب بیدار شد یه وقت روی دو زانو بلند نشه و خودش رو آویزون کنه و اتفاقی براش بیافته.بعد امروز ظهر دیدم خانوم دستش رو گرفت به نرده ها و پا شد ایستاد و سرش رو با کمی از تنه اش اویزون کرد به پایین و د بخند...قراره فردا دو درجه ببریمش پایین دوباره:)

چه رنگی هستید؟

●متولدین فروردین : قرمز
رنگ قرمز باعث شده تا متولدین فروردین بیشتر عصبانی شوند، ولی به محض آن که آتش خشم آن‌ها خاموش شود، به سرعت تبدیل به آدم‌هایی شاد و بانشاط می‌شوند. متولدین فروردین افرادی 
بلند پرواز، مصمم و با اراده هستند و از توجه بیش از حد به احساسات خوششان نمی‌آید. هیچ کس نمی تواند مانند متولیدن فروردین قاطع و خشن باشد، ولی از طرفی، کمتر کسی معصومیت و عاطفه آن ها را دارد. آن ها هرگز تحمل شکست را ندارند و درباره‌ی نتیجه‌ی نهایی هر چیزی، از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال، بسیار خوش بین هستند. آن ها از رقابت خوششان می‌آید و خیلی ماهرانه با افکار و نظرات خود، دیگران را به مبارزه می‌طلبند. مخالفت دیگران، موانع و مشکلات برای آن ها سرگرم کننده و نشا‌ط آور است و از آن لذت می‌برند و هیچ گاه منتظر موفقیت نمی‌شینند، بلکه با شتاب به سوی آن می‌دوند و به همین دلیل کمتر به دیگران وابسته اند.

●متولدین اردیبهشت : صورتی
متولدین اردیبهشت به ندرت نگران می‌شوند. هنگامی که کارها مطابق خواست آن ها انجام نمی‌شود، اخم می‌کنند، اما عصبانی نمی‌شوند.
خویشتن داری و صبر از صفات ذتی آن‌هاست و به خاطر همین خصوصیات، کارهای خود را خیلی راحت انجام می‌دهند و هیچ چیز نمی‌تواند مانع رسیدن آن ها به هدفشان شود. متولدین اردیبهشت نسبت به خانواده و دوستان خود بسیار وفادار و صادق هستند. هم چنین در شجاعت و دلاوری رتبه‌ی اول را دارند، زیرا هیچ کس مثل آن ها نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. متولدین اردیبهشت ممکن است لجوج و سمج به نظر بیایند، ولی بردباری و صبر این افراد مثال زدنی است.

●متولدین خرداد : نقره‌ای
رنگ نقره‌ای متولدین خرداد را به افرادی دلسوز، مهربان، خون گرم، صادق و دلپذیر تبدیل کرده است. این افراد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می‌آید؛ کارهای روزمره باعث می‌شود که فکر کنند هم چون پرنده‌ای در قفس اسیر شده‌اند. هم چنین آن ها ذاتا بی قرارند و همواره به دنبال هیجان و تغییر و تنوع در زندگی خود هستند. این افراد اگر در جایی ثابت بمانند، افسرده می‌شوند. این افراد با مهارت‌های ذاتی خویش، چنان ذهن مخاطب را درگیر مسائل مختلف می‌کنند که فرد متوجه تغییر مسیر ذهنش نمی‌شود.

●متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولدین تیر باعث می‌شود که گاهی اوقات بد اخلاق شوند. برخی مواقع اگر کسی از آن ها ساعت بپرسد، با اخم جواب می‌دهند و در مقابل درخواست دیگران با عصبانیت رفتار می‌کنند. باید توجه داشته باشید که این حالت آن ها موقتی و رودگذ است و فورا به همان آدم دل نشین همیشگی تبدیل می‌شوند. متولدین تیر تخیلی قوی دارند و می‌توانند آن را به خوبی تحت کنترل درآورند. این افراد فورا متوجه حالات درونی خود و دیگران می‌شون و این حالات را در حافظه قوی خود ثبت می‌کنند.

●متولدین مرداد : طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد، غروری شاهانه به آن‌ها داده است به طوری که همیشه می‌توانند میزبان با شکوهی باشند. آن ها به سختی می‌توانند حس برتری جویی خود بر دیگران را کنترل کنند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارند. این افراد انرژی خود را بیهوده تلف نمی‌کنند و به راحتی می‌توانند وظایف و اعمال خود را سامان دهند. وقتی که دست از خودنمایی می‌کشند، دستوراتی صادر می‌کنند که بسیار موثر است.

●متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توحه می‌کند، این است که آن‌ها طوری رفتار می‌کنند که انگار مسئله مهمی در ذهن خود دارند و در تلاش‌اند که آن را حل کنند. گاهی اوقات احساس مبهمی به آن ها دست می‌دهد که انگار از چیزی نگران هستند. این احتمال واقعا وجود دارد، زیرا نگرانی برای آن‌ها کاملا طبیعی است. این افراد همیشه با لبخند خود، مشکلات بزرگ را مخفی می‌کنند. متولدین شهریور، انسان‌هایی کمال گرا هستند که می خواهند به بالاترین نقطه‌ی پیشرفت برسند و برای رسیدن به اهداف و برنامه‌هایشان بیشتر از شرکت در مهمانی‌ها و محافل اجتماعی اهمیت می‌دهند.


●متولدین مهر : آبی
متولدین مهر ذاتا هنرمند هستند و از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می‌برند. آرامش و هماهنگی در امور بر سلامتی متولد مهر تاثیری معجزه‌آسایی دارد. افراد وقتی بیمار می‌شوند باید به محیطی عاطفی بروند و کتاب های جذاب بخوانند تا زودتر درمان شوند زیرا این رفتارها اثر فوق‌العاده‌ای بر سرعت بهبودی آن‌ها می‌گذارد. متولدین مهر هنگام گفتو گو با دیگران، ابتدا تا جایی که می‌توانند حرف می‌زنند سپس مشتاقانه به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌دهند. آن‌ها در دعواهای دیگران همیشه نقش صلح دهنده را بر عهده دارند و اوضاع را به خوبی آرام کرده و صلح و صفا برقرار می‌نمایند.

●متولدین آبان : سفید
اگر از یک متولد آبان بپرسید که آیا می‌تواند به شما کمک کند، او به راحتی پاسخ می‌دهد: بله یا خیر. بنابراین اگر آد حساس و رودرنجی هستید، از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید، زیرا او هر حقیقتی را رک و راست می‌گوید. متولد آبان اصلا اهل تملق‌گویی و چاپلوسی نیست، یعنی شخصیت خود را بالاتر از آن می‌داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر در مواردی از شما تعریف کرد، یقین داشته باشید که از صمیم قلب بیان کرده است : بنابراین ارزش آن تعریف را بدانید.
●متولدین آذر : بنفش

متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خون گرم هستند ، ولی اگر صمیمیت آن ها سوء استفاده شود ، عصبانی می‌شوند. اعتراض علیه قوانین و مقررات دست و پا گیر در میان متولدین آذر بسیار شایع است. آن‌ها هرگز از دعوا و درگیری فرار نمی‌کنند و از کسی کمک نمی‌خواهند.
متولدین آذر هرگز تحمل ندارند که کسی آن‌ها را به دروغگویی متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بی مورد ممکن است آن‌ها را به شدت عصبانی کند. این افراد ابتدا دست به عمل می‌زنند و بعد به نتایج کارشان فکر می‌کنند.

●متولدین دی : قهوه‌ای
متولد دی فردی عمل‌گرا است. او نیازی به خودنمایی ندارد و ترجیح می‌دهد که دیگران در صحنه حضور داشته باشند و او به عنوان فردی حامی و مقتدر، در پشت صحنه از آن‌ها حمایت کند. متولد دی، بلند پروازی و جاه‌طلبی بسیار زیادی دارد و گاهی نمی‌تواند آن را مخفی کند.
به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه طوری رفتار می‌کند که فکر می‌کنید مانند پَر، نرم و بی‌آزار است اما در حقیقت ماند میخ محکم و کوبنده است.

●متولدین بهمن : زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی، عمل‌گرایی و بی ثباتی هستند.
آن‌ها به راحتی با دیگران هم‌دلی می‌کنند و فقط با چند کلمه صحبت، می‌توانند اضطراب آن‌ها را کم کنند و به آن‌ها آرامش بدهند که این به خاطر اعصاب قوی و پر توان آن‌هاست. متولدین بهمن معمولا افرادی گوشه‌گیر و تنها هستند و با این که دوستان زیادی در اطراف خود دارند، ولی دوست صمیمی و نزدیک چندانی ندارند.

●متولدین اسفند : سبز
متولدین اسفند تحت تاثیر فطرت بخشنده‌ی رنگ سبز، به دور از هر نوع حرص و طمع هستند. شخصیت دلپذیر، جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این افراد نسبت به قوانین و مقرات محدود کننده، بی اعتنا هستند و به توهین‌ها، تهمت‌ها و نظرات مخالف دیگران توجه نمی‌کنند. آن‌ها دوست دارند که بتوانند در هر زمانی، آزادانه خیال پردازی کنند و طبق علایق و نیازهای خود زندگی کنند. متولدین اسفند به ندرت عکس العمل شدیدی از خود نشان می‌دهند. البته فکر نکنید که آن‌ها افراد بی خیالی هستند، زیرا زمانی که احساساتشان جریحه‌دار شود، با زیرکی خاص خود نیش و کنایه می‌زنند و طرف مقابل را مسخره می‌کنند!

فریا و حمام

وقتی کوچولو بود حمام براش تعریف نشده بود.گریه نمی کرد و ذوق هم نمی کرد.فقط ساکت می نشست تا من حمومش کنم.وقتی رفتیم ایران تمام دفعاتی که بردمش حمام مثل ابر بهار گریه کرد.می ترسید از صدای آب و اینکه توی یه تشت باید می نشوندمش و حمامش می کردم.وقتی برگشتیم بار اول مثل ایران خیلی ترسید جوری که شسته نشسته درش اوردم از حمام.بار دوم هم شروع کرد گریه و ترسیدن که با یه جوجه کوچولویی که همون اوایل برای حمومش گرفتم و زدن دستش توی آب کم کم آروم شد و از بار سوم به بعد هر سری از حموم درش آوردم مثل ابر بهار گریه کرده و جیغ زده.دیدم اینجوری هم فایده نداره و وقتی میاد بیرون تا براش لوسیون بزنم و لباس تنش کنم می میره از گریه برای همین این بار وقتی بردمش حمام بعد از شستنش نشوندمش توی آب تمیز و گرم و گذاشتم حسابی بازی کنه.بعد دیگه خودش دستاشو دراز کرد که بیاد بیرون.گریه هم نکرد اصلن.

خانوم فسقل همه خونه رو هم با چهار دست و پا می گرده و همین باعث شده وقتی کنارش نیستم گریه نکنه و خودش رو به من برسونه.

اما من رو از کار و زندگی انداخته.مدام باید دنبالش باشم چیزی نکنه دهنش.سرش جایی نخوره.فقط روزهایی که باباش هست من می تونم به کارهام برسم و عصرها که فرین هست کمکم کنه و نگهش داره.

بچه داری سخته مخصوصن وقتی بچه به قول معروف نوپا باشه.حالا این که هنوز راه هم نیافتاده و نوپا هم نشده.



کلاس دومی من


امروز صبح دخترک ما رسمن کلاس دومی شد.دیشب همه کارهای امروز رو انجام داد و آماده شد.خیلی هیجان داشت.خوشحال بود که مدرسه باز میشه و هیجان داشت که کلاس دومی میشه.صبح می گفت مامان قلبم داره تندتند میزنه.میدونی چرا؟ چون دیگه فرست گریدر (first grader) نیستم و کلاس دومی هستم.

خیلی دوست داشتم باز روز اول خودم همراهش باشم اما با فریا فکر نمی کردم ممکن بشه.با همسر تصمیم گرفتیم ببینیم صبح فریا چطوریه و بعد ببینیم که من می تونم برم با فرین یا نه.صبح که شد دیدیم هوا حسابی ابریه و رعد و برق هم میزنه اما بارون شروع نشده بود.اما صدای رعد و برق نوید بارون شدیدی رو می داد.دیگه تصمیم گرفتیم هر دو با هم بریم همراه فرین.چون می دونستیم جای پارک هم حتمن راحت گیر نمی یاد روز اول و لااقل یکیمون می تونست توی ماشین با فریا بشینه.

وقتی وارد مدرسه شدیم گفتن کلاس اولیها به سالن ورزش بروند مثل پارسال و کلاس دومی ها به کتابخانه.چون بارون بود بیرون نگهشون نداشتن.بارون هم تازه نم نم شروع شده بود.وارد کتابخونه شدیم و بقیه بچه ها هم رسیدن.نه تا کلاس دوم داشتن.این مدرسه چون سه سال اول رو فقط داره تعداد کلاس های هر رده زیاده.اسم فرین رو تو لیست یکی از معلمها دیدیم و رفتیم پیش معلمش که فکر می کنم روس یا یوگسلاو باشه.مادام ماریانوویچ...یه خانوم زیبا و ظریف و مهربون.باهاش دست دادم و سلام کردم و خودمو معرفی کردم.فرین کنارش ایستاد منتظر بقیه همشاگردیهاش.از همکلاسیهای پارسالش دو نفر تو کلاسش هستن.دوست صمیمیش "کلووی" کلاس دیگه ای افتاده بود.

دیگه دیدم من کاری اونجا ندارم با فرین خداحافظی کردم و اومدم که به همسر برسم و اون هم ما رو برسونه خونه و بره سر کار.بعد از نیم ساعت من و فریا هم راهی آرایشگاه شدیم.بارون هم به شدت می بارید.اما من عاشق رانندگی تو این هوا هستم.رفتیم و کارمون رو انجام دادیم و ساعت 3 هم فرین رو از سرویس برداشتیم و اومدیم خونه....

فرین خیلی شاد و سرحال بود.می گفت معلمش رو خیلی دوست داره و دوست جدید هم پیدا کرده.

با آرزوی موفقیت برای همه بچه های ما.

کتاب

این بار هم که ایران بودم چند جلد کتاب خریدم.سه تا از کتابها از جمالزاده هستن."قنبرعلی" رو خیلی دوست داشتم.سبک نوشتاریش خیلی به دلم نشست.از احمد محمود و آل احمد و هدایت و چوبک کتاب زیاد دارم و خوندم و این نویسنده هم سبکش مثل نویسنده های دوره خودش زیباست.کتاب دومی که ازش خریدم رو شروع کردم به اسم" اصفهان نامه"."سفرنامه حاجی بابا اصفهانی" هم از همین نویسنده هست که انشالله بعد از پایان اصفهان نامه می خونم.

کتاب جدید پائلو کوئیلو هنوز ترجمه فارسی نشده.کتاب "شکرآب" از دوست وبلاگ نویسمون گیلاسی رو هم خریدم و واقعن ازش لذت بردم.اولین کتاب رمان محدثه خالو هست.کتاب روانشناسی کودک "به بچه ها گفتن..از بچه ها شنیدن" رو هم به سفارش یکی از دوستان عزیز وبلاگی خریدم.حتمن راهنمای خوبی خواهد بود.

چیزی که برای من جالب بود این که تو نمایشگاه کتابی که رفتم تقریبن همه کتابهای ر.اعت..مادی بود.یادمه دو تا از کتابهاش رو وقتی اول دبیرستان بودم خوندم.برای همون زمان تینجری خوب هستن.کتابهای شعر فروغ فروخزاد هم بودن توی نمایشگاه.

کتاب خوندن لذت بخشه و به آدم آرامش میده.مخصوصن من کتابهای تاریخی خیلی دوست دارم.کتابهایی که بدونم براساس واقعیت نوشته شدن.


فرین و فریا


حذف شد!

دختر بزرگه خیلی مرتب شده.همیشه بعد از بازی همه چیز رو سر جای خودش می گذاره.شبها تا صبح راحت تو تخت خودش می خوابه.بدون این که من بگم نوتهای درس جدید پیانو رو تمرین می کنه.لباس هایی که از بیرون میاد رو مرتب تا میزنه می گذاره رو تختش که من برم آویزون کنم تو کمدش.به من تو غذا دادن و نگهداری از خواهرش کمک می کنه.تا هشت روز دیگه کلاس دومی میشه انشالله.

دختر کوچیکه از وقتی از ایران اومده بودیم رو زمین نمی موند و بهونه می گرفت و مدام می خواستو تو بغل باشه اما حالا خوب شده.قشنگ میمونه رو زمین و بازی می کنه.وقتی رو زمین نشستیم بهش غذا میدم با هر قاشق از من بالا میره.میاد روی دو تا زانوش و دستاش رو می گذاره رو پای من و خودش رو تکون تکون میده.مدل خودش حرف میزنه.با جیغ زدن و ذوق کردن و دد بابا کردن.دیشب قاشق غذاش دستش بود بهش گفتم فریا بده به مامان و دستم رو بردم جلوش.قشنگ قاشق رو گذاشت تو دستم.چند بار دیگه بهش گفتم همین کار رو کردم.کلی با بابایی ذوق کردیم که ببین دیگه این هم اومد قاطی آدمها.حالا همه چی می فهمه.فرین رو خیلی دوست داره و با عشق نگاهش می کنه.

یکبار بردمش تو بیسمنت و دید که اونجا پر از اسباب بازی هست و تلویزیون و فرین هم اونجاست.حالا هر وقت می خوام ببرمش پایین در رو که باز می کنم خودش رو با سر هول میده جلو و انگاری می واد زودتر بره پایین و جیغ می کشه از خوشی و پاهاشو تکون میده.

چند روزی بود شکمش خوب کار نکرده بود و البته دل درد هم نداشت و شکمش هم دیت می زدم نرم بود.بعد به پیشنهاد یکی از دوستان تو غذاش دو تا دونه برگ قیسی انداختم و بهش دادم خورد.یک ساعت بعدش شکمش راه افتاد و بچه راحت شد.همه مادرها تا دوسال اول زندگی بچه هاشون درگیر این قضیه خیلی مهم هستن:))

فریا رو از وقتی از ایران اومدیم تو تخت خودش می خوابونم.راحت می خوابه.البته هر دو ساعت یکبار پا میشه شیر می خوره.حالا چند روزه می بینم گاهی بر می گرده رو شکم می خوابه.منم می ترسم یک وقت راه تنفسش بسته بشه برای همین میارمش پیش خودم و این فسقلی هم منو با پستونک اشتباه می گیره و نمی گذاره تا صبح من تکون بخورم.خلاصه موندم چیکارش کنم.شیر خشک رو اصلن نمی خوره.لب به شیشه و پستونک نمیزنه.حالا امشب ساعت 8 قبل از اینکه بخوابه یه غذای حسابی بهش بدم سیر بشه و شب هم مدام بیام چکش کنم تو تختش ببینم چطوری میشه.

اگه راه حلی و یا تجربه ای دارین ممنون میشم به منم بگین.