ادب!!!
باید می رفتم دخترک را از کلاس زبان اسپنیش می آوردم.وقتی از در داخل شدم،در قسمتی که بچه ها لباسها و کیفشان را می گذارند و چند ردیف نیمکت هم برای نشستن وجود دارد،چهار نفر از والدین نشسته بودند.یکی از آنها را در برخوردهای چند دقیقه ای دیده بودم.به هم لبخندی زدیم و من وارد شدم و بین او و مردی که روی نیمکت کناری بود،نشستم.مرد،تقریبن شصت ساله بود و کمی فربه،با موهای کوتاه جو گندمی.هنوز درست ننشسته بودم که رو به من کرد و گفت"عصر به خیر"..من هم جواب دادم.بعد در حالیکه بقیه را نگاه می کرد و برای تایید حرفهایش از آنها کمک می خواست،با تحکم گفت:"ما وقتی وارد جایی می شویم سلام می کنیم.اگر سلام کنی کسی گازت نمی گیرد.مادر من اگر ما سلام نمی کردیم یک سیلی در گوشمان می زد."..من را تصور کنید که بمباران شده بودم با حرفهای مرد.یکهو با حالتی که ناراحتی ام را نشان می داد گفتم:"من ایرانی هستم.ما ایرانیها هر جا وارد شویم سلام می کنیم.این در فرهنگ ماست.اما من با فرهنگ شماها آشنایی ندارم.نمی دانم باید سلام بکنم یا نه.این دلیل بر بی ادبی من نیست."..جواب داد که سلام کردن در همه فرهنگها هست.معذرت خواهی کردم که اگر بی ادبی بوده است و بعد شروع کرد به حرف زدن از کشورش،ایتالیا..!
تا آنجایی که خودم،خودم را می شناسم هیچ وقت بی ادب نبوده ام.به نظر من آن مرد خودش بی ادب بود که جلوی جمع با من آنگونه حرف زد.حتی خودش در حالیکه به خانمش که روی نیمکت دیگری نشسته بود اشاره می کرد،گفت:"الان خانمم سیلی محکمی به من می زند که با شما اینگونه حرف زده ام."
بماند که وقتی ماجرا را برای همسر تعریف کردم و عکس العملش را دیدم،خدا را شاکر شدم که او همراه من نبوده .
C'est la vie !