دیشب ساعت ۶ به بعد دیدم فرین و فریا خسته هستن برای همین زود بردمشون و برای خواب آماده شون کردم.فریا ساعت هفت خوابید و فرین بعد از تمرین نت های پیانو با من سریال "خانه اجاره ای" رو تماشا کرد و خوابید.این دومین سریال ایرانی هست که با من دوست داره ببینه.بماند که هیچیشو متوجه نمیشه و مدام از من می پرسه کی درست میگه و کی نه:)..این یکی دو قسمت روی ازدواج دو تا از شخصیتهای سریال می چرخید و فرین هم دیروز کلی رفته بود تو فکر.می گفت مامان من نمی خوام ازدواج کنم.من می خوام پیش شما تو همین خونه بمونم.بهش گفتم شما ازدواج هم که بکنی اینجا خونه خودته همیشه.بعد یکهو زد زیر گریه و منو بغل کرد که نه من نمی خوام ازدواج کنم...

فریا خانوم هم دیگه بزرگ شده و خوابش حسابی تنظیم شده.شبها هر دوشون تا هشت خوابن دیگه.خوشحالم که فریا هم از حالا عادت کرده زود بخوابه.قراره فریا رو هم از این ماه صبح ها برای کلاس های "Early years center"ببرم.فکر کنین بچه دو ماه و نیمه بره کلاس....اینجوری هم براش شعر و آهنگ می خونن و هم بازی میکنه و موتور اسکلیزش فعال میشه(فارسیش رو نمی دونم چی میشه) و هم مامانش با مامانهای دیگه دوست میشه:)

دیگه چون فریا از آب و گل در اومده و منم باهاش راه افتادم و راحتم و بچه خوبی هم هست شکر خدا کلاس های فرین رو که کنسل کرده بودیم این ترم دوباره شروع کردیم.امروز برای بسکتبال و شنا و آیس اسکیتینگ ثبت نامش کردم.باید برنامه ش رو چک کنم ببینم چه روزهایی خالیه و براش با برنامه ای چیزی پرش کنم که وقت سر خاروندن نداشته باشه

الان شد پیانو و فارسی و شنا و بسکتبال و اسکیت.کلاس های کومان رو خیلی دوست دارم بنویسم ولی می ترسم با تکالیف زیادی که میدن خسته و زده بشه.نمی دونم باید بیشتر بهش فکر کنم.فعلن یک ماهی هست وب سایتی رو که مدرسه شون از توش تکالیف ریاضی میده عضو شدیم و هر روز تمرینهای ریاضی انجام میده و وریپورتش برای من میاد.

امروز هم حسابی برف اومد و دوباره سرویس مدرسه کنسل شد و خودم بردمش مدرسه.بخاطر فریا پیاده نشدم و ایستادم کنار ماشین و منتظر شدم که رفت توی ساختمون مدرسه شون و اومدم خونه.امروز هم پنج شنبه ست و طبق هر هفته با دوستان قرار داریم.از هفته پیش قرار شد امروز برای ناهار بریم رستوران چینی مندرین.(جات رو خالی میکنم گلی صد خاطره عزیزم).

روز خوب و گزمی داشته باشین و یادتون نره بهار نزدیکه.