دستاشو تو هم گره میزنه و نگاهشون میکنه.بلند بلند صدا در میاره از خودش و گاهی وسطش یه جیغ ذوق زدگی هم میکشه.هر روز صبح می گذارمش روی جیم متش و یک ساعتی اونجا می خوابه و با عروسکهای بالا سرش بازی میکنه و حرف میزنه باهاشون.هنوز دستش رو دراز نمی کنه که بهشون چنگ بزنه.یکی از آویزهای بالا سرش صدای قشنگی داره وقتی تکونش میدی.منم فریا رو جوری می خوابونم که مدام که داره پاهای کوچولوش رو تکون میده بخوره به اون و صدا بده.برای همین وقتی اونحا خوابیده و من مشغول کارهام هستم مدام صدای اون اویز رو می شنوم.

دیروز بعد از اینکه دایاپرش رو عوض کردم مثل همیشه نشستم کمی باهاش بازی کردم و دستاشو می گرفتم و اون هم گردنشو و سفت می گرفت و با کمک من خودشو می کشید بالا و به حالت نشسته در می اومد و دوباره برش می گردوندم.خیلی دوست داره این کار رو.بعد دستاشو گرفتم تو دستمو و هی بوسیدمشون.بعد انگاری قلقلکش شده باشه یه خنده بلند صدادار کرد و منم غش کردم براش.این اولین خنده صدادارش بود.بعدش دیگه هر کاری کردم اونجوری نخندید که فرین هم بشنوه.

اسپری(ونتالین) که دکترش داده رو هر شش ساعت براش میزنم و خدا رو شکر خیلی بهتره و دیگه حالت سرماخوردگیش هم رفع شده.ایتجوری که من توی وبسایتها خوندم این برونشیولیت برای بچه های زیر یک سال خیلی شایع هست و زمستان تقریبن اکثر بچه های این سن رو درگیر میکنه.حتی دختر خواهرم هم وقتی یک ماهه بوده این رو گرفته و با آنتی بیوتیک خوب شده منتها چون تو ایران سخت نمی گیرن و راحت برخورد میکنن دیگه بهش فکر نمی کنی اما اینجا خیلی براشون مهم و جدیه و همین کمی ترست رو بیشتر میکنه.

هر وقت می خوابه منم سریع میرم و یه گوشه از کارهای خونه تکونی م رو انجام میدم.دیروز توی کمدها رو مرتب کردم و امروز هم حمام دستشویی شستم و شیشه ها رو می خوام تمیز کنم.

اتاق دخترها رو هم که به یکی از دوستام که طراحی داخلی خونده و کارش رو شروع کرده سپردم قراره برام کاغذ دیواری کنن که البته به قبل از سال نو نمیرسه.مهم هم نیست فقط می خوام تمیز و مرتب باشه.

برای سیزه عید هم مثل هر سال عدس می گذارم که امروز با فرین میریم سه تا ظرف خوشگل انتخاب کنیم براشون.یکی برای سفره هفت سین و دو تا ظرف کوچولو هم برای فرین و فریا.

دلمون رو هم که باید بتکونیم که اصل کاری اونه که باید تمیز بشه.انشالله که امسال همش سلامتی باشه و دوستی و گذشت.

بهاری باشید.