فرین :

یک هفته ای هست که به فرین قول داده ام اگر همه کارهای مدرسه و کلاس های بعد از مدرسه و کارهای شخصی اش را بدون اشاره من و با برنامه ریزی خودش انجام بدهد برایش یک قناری زرد خوشگل بخریم.برای اینکه قناری را ببیند و دلش هم برای خواستنش همچین ضعف برود به "Pet smart" نزدیک خانه هم رفتیم و قناری و خرگوش و طوطی و همستر ها را هم دید.یک همچین مادر سنگدلی هستم من:)

چند وقت پیش فریا را با سگ و گربه خانگی مقایسه می کرد و می گفت من سعی می کنم نشان دهم که چقدر ریسپانسیبل هستم.این کار را با نگهداری از فریا به شما نشان می دهم.دیروز هم فریا را با قناری مقایسه می کرد و همچنان که با فریا مشغول بپر بپر و رقص و خنده بودند به پدرش گفته که" فریا از قناری هم بهتر است":))

دیروز می گفت حالا که خودم همه کارهایم را بدون اینکه شما بگویید انجام دادم قناری می گیرم؟ که در جوابش به شوخی گفتم تا حالا به دمش رسیده ای و دخترکم باور کرده بود و امروز می گفت مامان دیروز که دمش را گرفتم.امروز سعی می کنم بقیه اش را هم بگیرم.

فریا:

عاشق ماشین ظرفشویی است.وقتی می خواهم ظرفهای شسته شده را از ماشین به سر جایشان منتقل کنم این فریا است که با دستهای کوچکش کمکم می کند.یکی یکی بشقاب و کاسه را دستم می دهد.

کتابهای فرین را خیلی دوست دارد.امروز صبح مثل همیشه بعد از رفتن پدر و فرین برای مرتب کردن تختها رفتیم طبقه بالا.اول اتاق فرین.سه تا از کتابهای فرین را ریخته بود کف اتاق.گفتم فریا کلین آپ کن و کتابها را بگذار سر جایش.همزمان به قفسه کتابها هم اشاره کردم.کلین آپ خوانان کتابها را گذاشت سرجایشان:)

بستنی را خیلی دوست دارد و روزی یک بستنی نصیبش می شود.امروز سراغ کمد لباس های آقای پدر رفته بود و یک لنگه جوراب پیدا کرده بود و نشسته بود روی زمین که "سیزا سیزا" یعنی جوراب.که بپوشد و برود ددر.

وقتی کفشش بیرون از خانه از پایش در بیاید یا در حال افتادن باشد با "ددر ددر" می فهمم که کفشش دارد از پایش می افتد.برای همین کفش گم نمی کنیم ما:)

هر وقت هم پو کرده باشد خودش با "پیف پیف" کردن می رساند که بله نیاز به تعویض دایپر دارد و شعری که من برایش می خوانم را می خواند مثلن.باز هم من از ریتمش می فهمم که دارد "چنجینگ دایپر" را می خواند:)

سوسک نامه مادرانه:

لقب جدیدی هم برایشان گذاشته ام چند وقتی است.فریا "عسل" هست و فرین " مربا".